مقاله




خاطره ی اتاق فرار قتل مرموز


سلام خدمت دوستان عزیز خب ما امروز میخوایم خاطره ی اتاق فرار قتل مرموز رو براتون بگیم من بعد از ظهر اومدم خونه و خیلی کسل بودم و بی حوصله که یهو رفیقم بهم زنگ زد و گفتش: حمید پاشو بیا بریم اتاق فرار انیگما منم 

که منتظر همچین چیزی بودم گفتم پارسا اتاق فرار چی هست اونم گفتش:اتاق فرار یک اتاق فکری و هیجانی هست که ما 60 دقیقه وقت داریم که معما رو حل کنیم و از اتاق فرار کنیم منم که عاشق این جور چیزای هیجانی گفتم چرا که نه 

حتما میام. روز بعد در دانشگاه همدیگرو دیدیم و پارسا توضیحات کامل تری بهمون داد و گفت: در این اتاق یک قاتل زنجیره ای هست که 12نفر را در شهر برلین به قتل رسانده و جنازه آن هارا در خرابه ای کنار هامبورگ می اندازد و 

حالا نوبت ماست که به همراه کاراگاه قاتل زنجیره ای را پیدا کنیم. بچه ها یه نگاهی به هم کردن واز ترس داشتند... indecision ساعت هایی قبل از رفتن به اتاق فرار انیگما بچه ها واقعا ترسیده بودند و هرکس یه نظریه ای میداد و می گفت 

بریم تو اون اتاق دیگه بر نمیگردیم و پارسا گفتش خداکنه قاتل تو اتاق نباشه crying  امیر حسین گفتش ترس نداشته باشه بقیش حله. نزدیکای برج میلاد شدیم و همه کنجکاو بودن که در آن اتاق چه می گذرد خب بعد چند دقیقه 

رسیدیم مسعول اتاق آمد و گفت تمام وسایل و هرچی دارید در صندوق امانات بزارید.

 

وارد اتاق شدیم در بسته شد در اتاق چند صندوق چوبی قدیمی و فرسوده با قفل های آهنی بود هیجان تمام اتاق رو گرفته بود کاراگاه هم در دفتر خودش به قتل رسیده بود و کار خیلی سخت شده بود...

اگرشما هم دوست دارید این اتاق پرهیجان و جنجالی رو تجربه کنید حتما یه سری به سایت انیگما بزنید.wink